دولتی یا غیردولتی مسئله این است؟

این روزها درگیر امتحانات پسرک هستم. امسال وارد مقطع متوسطه می‌شود. همیشه فکر می‌کردم که من مثل بعضی‌ها جوگیر نمی‌شوم و همیشه پسرم را در اولین مدرسه دولتی محل ثبت‌نام می‌کنم. در سال‌های ابتدایی هم همین‌طور بود. یکی دو بار هم مدرسه‌اش را عوض کردم ولی باز هم بردمش به مدرسه‌ دولتی دیگری در همان شعاع قبلی. ولی نمی‌دانم چرا حالا که می‌خواهد تغییر مقطع بدهد باز وارد بازی انتخاب مدرسه شده ام  و راستش با وجود همه محدودیت‌هایی که دارم ولی دیگر دلم نمی‌خواهد به یک مدرسه معمولی دولتی برود.

می‌دانم که در این مقوله مثل باقی موضوعات زندگی اهل چشم‌هم‌چشمی نیستم. می‌دانم که از این‌که پسرم در مدارس شلوغ و به لحاظ فیزیکی ناامن دولتی وقت بگذراند هم ناراحتی ندارم از این جهت که معتقدم مهارت‌هایی را در این شش سال به دست آورده که بچه‌های دیگر فامیل که به مدارس غیردولتی می‌روند کسب نکرده‌اند و این تفاوت کاملا مشهود است. اما تنها چیزی که می‌ماند این است که وقتی می‌بینم که چطور پسرک به امر تحصیل و تحقیق و یادگیری علاقه‌مند است و توی مدارس دولتی برایش تره هم خورد نمی‌کنند کمی دلم می‌سوزد.

توی این شش سال بارها و بارها شده که معلمی موضوع تحقیقی را مشخص کرده و پسرک با علاقه تمام کتابخانه را ریخته بیرون، پای اینترنت نشسته از این و آن پرس‌وجو کرده و تحقیقی نوشته و سعی کرده آن را تمیز و زیبا تحویل بدهد ولی یک ماه تمام این تحقیق توی کیفش رفته و آمده و تبدیل به کاغذپاره شده ولی کسی آن را از او تحویل نگرفته. راستش معلم مربوطه اصلا یادش رفته که چنین چیزی خواسته. و اگر هم دو سه باری پسرک سراغش رفته با بی‌حوصلگی گفته که وقتم کجا بود یا من گفتم برای خودتان تحقیق کنید!

اداره کلاس‌های نزدیک به چهل نفر برای معلم‌ها کار آسانی نیست. معلم‌ها هم خیلی وقت‌ها با درسی که می‌دهند بیگانه‌ و بی‌علاقه‌اند و فقط از سر اتفاق و بدشانسی در نقل و انتقالات بین مدارس یکهو سر از یک درس نامربوط در یک مدرسه نامربوط در می‌آورند. این می‌شود که مثلا معلم قران دبیرستان دخترانه مجبور می‌شود بعد از بیست سال سابقه بیاید به 40 پسر 11 ساله غیر قابل کنترل علومی را درس بدهد که فوقش خودش شب قبل یک بار از رویش خوانده است.

دغدغه دیگرم هم این است که وقتی ظهرها دانش‌آموزان مدرسه متوسطه محل که پسر من هم باید قاعدتا سال دیگر به آنجا برود را سر راهم می‌بینم گلویم خشک می‌شود. پسرهایی که توی کوچه پس کوچه‌ها سیگار می‌کشند. حرف‌هایی را بلند بلند می‌زنند که تا بناگوش آدم‌هایی که چند برابرشان سن دارند سرخ می‌شود. درست مثل این‌که فحش‌های آب نکشیده دادن و کارهای وقیح کردن جایزه داشته باشد مدام و بی‌جا و عامدانه آن را تکرار می‌کنند. راستش می‌ترسم که پسرم در میان‌شان باشد و از طرفی فکر هم نمی‌کنم که باقی مدرسه‌ها جز ظاهرشان فرق چندانی در این مقوله داشته باشند. خلاصه بدجور گیر کرده‌ام و این روزها مدام در حال تحقیق و بردن پسرک به این مدرسه و آن مدرسه برای دادن آزمون‌های ورودی مدارس غیرانتفاعی‌ای هستم که اصلا به دلم نمی‌چسبند و قوی بودن جنبه بازاری‌شان اذیتم می‌کند.

در همین لحظه بزرگ‌ترین آرزویم این است که پسرک در مدرسه نمونه دولتی منطقه خودمان که کمی خاص‌تر است قبول بشود تا هم تاحدی دغدغه بی‌برنامگی و نابسامانی آن را نداشته باشم و هم سرقولم مانده باشم و به مدارس غیرانتفاعی روی نیاورم. جمعه امتحان دارد و شنبه تکلیف من معلوم می‌شود. (آذرجان دست راست شازده‌ات روی سر پسر من.)

 

/ 5 نظر / 23 بازدید
حورا

كاملا دركت مي كنم ولي واقعا مدارس غير انتفاعي ة‌همان ته مانده هاي اعتماد به نفس بچه ها را با ميزان پول پدر هايشان تاخت مي زنند . هر كه پولش بيش ، ارجش بيشتر شعار اگثر اين مدارسه. كلا از مدرسه هاي غير انتفاعي بيزارم.غرور كاذب به بچه ها ميده و هيچ استاندارد آموزشي اونجا دائمي نيست

نسیم

مدرسه پژوهش تو یوسف آباد خیلی مدرسه ی خوبی بود. خیلی مدیرش (آقای بهمنیار) مرد خوبی هست و کلا مدرسه جو خوبی داشت. نمی دونم چه قدر به شما دوره اما به هر حال دونستنش ضرری نداره.

الف.م

امیدوارم به نتیجه ی دلخواهت برسی چه قبول شدن پسرت در مدرسه نمونه باشه و چه پیدا کردن یه مدرسه خوب حساسیت در انتخاب مدرسه در این مقطع طبیعی و منطقیه . بچه ها وارد سن حساس نوجوونی می شن و می دونم که دغذغه ی مسائل روحی روانی و تربیتی برات مهمتر از تحصیلیه مدارس نمونه هم توفیر چندانی ندارن فقط تنها دلخوشی که داره اینه که دانش آموزها لابد بیشتر اهل رقابت در درس هستن تا چیزای دیگه مدرسه ی نمونه ای که دو سال قبل شازده رو ثبت نام کردیم، همون سال به عنوان مدرسه نمونه منطقه انتخاب شد. در نتیجه این مدرسه دو مقطع داشت : سال سوم راهنمایی(نظام قدیم و دانش آموزان عادی) و سال اول متوسطه( نظام جدید و دانش آموزان نمونه) ( دوم راهنمایی نداشت).یعنی عملا فرقی نکرد! اما سال قبل مدرسه شون رو عوض کردن. با چیزهایی که من می بینم و می شنوم، برای تربیت و مصونیت پسرت فقط باید رو خودت و محیط خانواده ات حساب کنی و خدای بزرگ

لیلا

قبول میشه شک نکن.فاکتورهای لازمو داره ازهرجهت .درضمن نگرون فحشهای اب کشیده نباش تربیت او مصونش کرده . منم دراین مقطع زیاد با دولتی موافق نیستم هم به خاطر تعداد بچه ها هم یکدست نبودن تربیتی نمونه قبول نشد یک غیرانتفاعی عادی به دورا زروابط تجاری بازاری که بچه ها رو وسیله اسم ورسمشون میکنن خوبه

فامیل دور

خب ظاهرن همه باید دست به دعا بشیم پسرکت قبول بشه که میشه انشالله . خدارو شکر دیگه از این دست مسائل ندارم .مسئله هاشون با خودشون بزرگتر و پیچیده تر میشه .[چشمک]